سفارش تبلیغ
صبا ویژن

استکبار جهانی طراح توطئه علیه اوپک

 استکبار جهانی طراح توطئه علیه اوپک

استکبار جهانی طراح همه ی توطئه ها ،ترفندها علیه مردم مستضعف سراسر جهان ،در پی شکست های متعدد خویش در امور سیاسی – نظامی – فرهنگی – اجتماعی و اقتصادی دست به توطئه ی جدیدی زده است. البته استکبار که با خشم خروشان محرومان و ستمدیدگان مواجه شده و توان رویارویی با آنان را از دست داده امکانات دفاعی خویش را افزایش داده است تا شاید با ابزار پیچیده ی نظامی ، سکوهای مقاومت مردمی را در هم بشکند، گر چه این امر ناممکن به نظر می رسد ، ولی به کارگیری ابزار و وسایل مدرن نظامی و افزایش محافظان برای فرونشاندن خشم و انزجار عمومی مردم علیه استکبار ، نیاز به بودجه ی بیشتر دارد. به هر حال کمی و کسری بودجه باید از طریقی تأمین و فراهم شود. جبران خسارت و زیان به چند صورت امکان پذیر است: یا با مداخله ی نظامی در یک کشور و به غارت بردن اموال و منابع عمومی محرومان و یا با رخنه در تأسیسات اقتصادی و شرکت های مربوطه به آن و یا با موضع گیری علیه سازمان های اقتصادی و برهم زدن توازن و تعادل آن که منجر به فلج شدن اقتصاد یک کشور و اختلال در سیستم های اقتصادی می شود. و توطئه ی جدید ، بخشی از همین قبیل توطئه هاست. استکبار جهانی با هم دستی انگلیس ، موضع خصمانه ای را علیه کشور های صادرکننده ی نفت اوپک اتخاذ کرده تا بدین وسیله اعضای این سازمان را تسلیم اراده ی خویش نماید و با کاهش بهای نفت و افزایش تولیدات آن در سیستم اقتصادی جمهوری اسلامی و برخی از کشور های پیشرو و مترقی سازمان ناهماهنگی ایجاد شود و نتیجتا توان رویارویی آنان در برابر کشور های امپریالیستی سلب گردد. اخبار و گزارشهای واصله ، این واقعیت را نشان می دهد که این حرکت مزورانه ی استعمار پیر انگلیس به رهبری آمریکا صرفا توطئه ای است علیه انقلاب اسلامی ایران که در تمامی کنفرانس های اوپک نقشه های منفعت جویانه ی آن ها را متلاشی کرده است. طراحان توطئه برای چندمین بار است که چهره ی کریه خویش را به مردم ایران نشان می دهند. دشمنان انقلاب تصور کرده اند که با فشار های اقتصادی ، مردم ، مسئولان جمهوری اسلامی را تحت فشار گذارده و تحقق بخش اراده ی پلید آنان خواهند بود. اکنون زمان آن گذشته است که مردم انقلابی ایران تحت تأثیر یاوه گویی های آنان قرار گیرند ، زیرا تک تک آحاد این ملت با داشتن تحلیل و آگاهی سیاسی از دست آوردهای شکوهمند انقلاب اسلامی به خوبی مطلع اند و همچون روزهای نخست انقلاب با اراده ی پولادین خویش توطئه های آنان را بی اثر و مجریان آن را تسلیم خویش خواهند کرد. اکنون ضروری به نظر می رسد که  نگاهی به ماجرای تلخ و ناگوار نفت انداخته و رویدادهای مربوط به آن را بررسی نماییم و دریابیم که صاحبان اصلی این منبع حیاتی کیانند و شرکتهای جهانخوار نفتی چگونه به اهداف سودجویانه ی خویش در منطقه دست می یابند؟ یکی از مهم ترین شیوه های قدرت های بزرگ در یک منطقه ی سرشار از منابع و ذخایر زیرزمینی ، این است که در میان کشورهای منطقه ، قدرتی وابسته به خویش برای چپاول وتضعیف کشورهای دیگر پدید آورند تا بدین وسیله ، زمینه ی چپاول و سودجویی و اعمال قدرت آن ها فراهم شود، مصداق بارز این ترفند، اسراییل غاصب و افریقای جنوبی است که دو بازوی نیرومند امپریالیسم غرب در خاورمیانه و افریقا می باشند. شیوه ی دیگری را که می توان به عنوان یک مسأله ی مهم سیاسی و حربه ی نیرومند آنان مطرح کرد ایجاد تفرقه و تشکیل جناح های گوناگون و نتیجتا تجزیه ی کشورها است. زیرا قدرت های بزرگ نخستین گامی را که برداشتند کشورهای بزرگ اسلامی را که قدرتی در قبال آنان محسوب می شدند و دارای منابع حیاتی و نیروی عظیم انسانی بودند به عناوین گوناگون تجزیه نمودند و ضرورتا منابع و درآمدها نیز توزیع و تقسیم شده است. به هر حال ، بعد از اجرای چنین توطئه ای نیز پذیرفته اند که برای هر ناحیه ، رهبرو یا مسئولی وابسته به خویش بگذارند تا منافع و درآمدهای عمومی مردم را به سوی شرکت ها و کمپانی های عظیم غرب سرازیر نمایند و مردم که صاحبان واقعی این منافع و درآمد بودند، در فلاکت آمیزترین وجه به حیاتشان ادامه دهند و قربانی خواسته های گروهی از سودجویان غرب و عمال وابسته به آنان بشوند. وقتی که تاریخ منطقه ای نفت مورد مطالعه قرار می گیرد، روشن می شود که این منبع حیاتی در اختیار قبیله یا گروه و یا فردی از افراد بوده است و طی آن این انسانهای خودمحور و خودکامه، درآمد حاصله از آن را صرف عیاشی و خوشگذرانی می کردند و اکنون نیز برخی از کشورهای عربی به گونه ای دیگر به همین سنت ننگین و شیوه ی ناپسند ادامه می دهند و این درحالی است که محرومیت ها و بیچارگی ها و مصرف گرایی و وابستگی های عمومی را می توان در میان کشورهای عربی یافت. اکنون اسلام خواهی و استقلال طلبی مردم عرب در کشورهای عربی موجب گردیده است که سردم داران این کشورها بر وابستگی بیفزایند. آری این سرگذشت ناگوار و ماجرای تلخ نفت و منبع حیاتی عمومی مردم است که با دوشیوه ی ویژه در اختیار گروه خاصی درآمد و بدین شکل از آن استفاده می شود وباعث مسرت و موفقیت کارتل ها و شرکت های نفتی غرب گشته است. اوپک یا سازمان کشورهای صادرکننده ی نفت در ژانویه ی 1961 در کاراکاس تشکیل شد، این سازمان از بدو تأسیس تا به امروز 25 سال را سپری کرده است و اعضای کنونی اوپک، مجموعا 13 کشور می باشند که در دو نوبت به عضویت سازمان درآمده اند. نخستین کشورهای که دولت هایشان به عضویت اوپک درآمده و یا به عبارت دیگر از پیشگامان تأسیس آن بوده اند، عبارتند از: ایران ، عراق ، قطر ، کویت ، عربستان سعودی و ونزوئلا و سپس با گذشت اندک زمانی ، کشورهای اندونزی ، ابوظبی ، لیبی و نیجریه و چند کشور دیگر به آن پیوسته اند. غرض از تشکیل چنین سازمانی ، این بود که منافع کشورهای صادر کننده  نفت یک نواخت تأمین گردد. سازمان در بدو تأسیس ، یادآوری کرد کمپانی های نفتی بهای نفت استخراجی را به طور مداوم و صرف نظر از نوساناتی که ممکن است در امور اقتصادی کشور حاصل شود پرداخت نمایند. کشورهای عضو اوپک در آن مقطع (1) 45 درصد نفت مصرفی جهان را تأمین می کردند سازمان از شرکتهای نفتی خواست بها و قیمت های نفت و مشتقات آن را همیشه یکسان نگهدارند تا به رشد اقتصادی کشورهای صادرکننده ی نفت لطمه ای وارد نشود (2) . اکنون ، اوپک یک سازمان جهانی است که دارای ابعاد اقتصادی به شمار می رود و حیات اقتصادی برخی از کشورها ، وابسته به آن است، زیرا اعضای اوپک در آغاز تأسیس به این واقعیت تصریح کرده اند که گروهی از کشورها پایه های اقتصادشان ، نفت خواهد بود. به همین منظور از شرکت های نفتی خواستند تا بهای نفت و مشتقات آن را یکسان نگه دارند تا به رشد اقتصادی کشورهای صادرکننده ی نفت لطمه ای وارد نشود. اگر اختیار کامل در دست این کشورها بود، چنین تقاضای خاضعانه ای قابل تصور نبوده است. اگر چنین انتقادی به سازمانی و یا مصوبات یک موسسه ای صورت می پذیرد، هدف حمله قرار دادن و تضعیف آن نیست بلکه روشن ساختن واقعیت هائی است که در پس پرده ها نهان شده است، 25 سال از عمر این سازمان می گذرد کماکان کلیه ی اعضای آن ، متکی به درآمد نفت می باشند، آیا اعضای اوپک سردم داران کمپانی های غرب را نمی شناختند؟ آیا اعضای این سازمان به اوضاع رقت بار و مشقت آمیز مردمشان آگاه نبودند؟ اینها به این سوالات و دهها سوال دیگر چگونه پاسخ خواهند داد؟ به هر حال اعضای سازمان ، تعهدی از کمپانی های غربی و یا خریداران نفت گرفتند و آنان نیز برای بهره جویی بیشتر ، تعهد را پذیرفته اند. چپاول این شرکت ها تاکنون بیان گر نقض تعهد آنان است. عبارت نقل شده حاکی از آن است که اعضای این سازمان شدت عمل به خرج نداده و هنگام تأسیس اوپک ، تقاضای دیگری نیز نمودند و کمپانی های عربی را در همان حال ، ناگزیر و مجبور به پاسخ نمودند و آن عبارت است از این که کمپانی های غربی ، موظفند قیمت های نفت و مشتقات را یکسان نگه دارند، تا به رشد اقتصادی کشورهای صادرکننده ی نفت ، لطمه وارد شود. عبارت فوق، بیانگر این واقعیت است که اقتصاد این کشورها برای همیشه متکی به نفت خواهد بود و تمام روزنه های امید و پیشرفت در ابعاد اقتصادی دیگر و نیز زمینه ی مطالعات و پژوهش ، مسدود شده است، اکنون چه درصدی کشورهای عضو اوپک برپای خویش ایستاده است؟ این ها باید در مسایل اقتصادی تصمیمات جدی تری را اتخاذ نمایند، زیرا فروش نفت، پایه های اقتصاد را نه تنها استوار نمی نماید، بلکه با برخی تغییر و تحول ها، زیان های فراوانی را به همراه خواهد داشت. حرکت های اعضا در اوپک، این واقعیت را نشان می دهد که برخی از آنان نسبت به اساسنامه ی آن بی تعهدند بعد از انقلاب اسلامی در ایران، این کشور توانست علی رغم مشکلات فراوان، صدور نفت را کاهش دهد و افریقای جنوبی و اسرائیل را از این منبع حیاتی محروم ساخته و لطماتی به خریداران غربی وارد سازد و پیشنهادهایی جدی به سازمان مذکور ارائه دهد هر چند مواضع ایران طرفداران کمی را در اوپک شاهد بوده است. توطئه ای که اخیرا استکبار جهانی به اتفاق هم دستان خویش طرح ریزی نموده و قویا خواستار اجرای آن از سوی برخی کشورهای عضو اوپک به طور مخفیانه و نیز گروهی از کشورهای غیرعضو به صورت علنی شده است، برای وارد ساختن فشار بر جمهوری اسلامی در ناهماهنگ ساختن اقتصاد این کشور است تا بدین سبب، ایران صدور نفت خویش را کاهش دهد و زمینه ی تبلیغات برای مخالفان جمهوری اسلامی ایران فراهم آید و طی آن اعلام نمایند که ایران براثر حملات عراق، صدور نفت خویش را کاهش داده و یا توانایی صدور آنرا ندارد. نکته ای که شایان ذکر است، این است که کاهش صدور نفت ایران تنها برای نزول بهای آن از سوی قدرت های بزرگ بوده است، بنابراین می توان اظهار نمود که توطئه ی کذایی یعنی کاهش بهای نفت در بازار جهانی، توطئه ای است علیه اوپک – عموما – و خنثی ساختن پیشنهادهای جمهوری اسلامی ایران مبنی بر کاهش صدور نفت و افزایش قیمت آن و در نتیجه به رکودنشاندن انقلاب اسلامی –خصوصا – صورت پذیرفته است. علیهذا جمهوری اسلامی ایران، سازمان کشورهای صادرکننده ی نفت (اوپک) را محترم می شمرد و خود را موظف می بیند که به اساسنامه ی اوپک عمل نماید و دست های مرموز و توطئه گر علیه این سازمان اقتصادی را قطع کرده و تا این سازمان بتواند به حیات خویش تداوم بخشد و تصمیم نهایی به نفع کشورهای عضو باشد. بسی جای شگفتی است که برخی از رادیوهای وابسته به استکبار جهانی، ایران را عامل تشنج در اوپک قلمداد میکنند.دلیل این امر نیز روشن است. همین رادیوها در گزارش هایشان، ضمن اعلام این مطلب که جمهوری اسلامی ایران خواهان افزایش بهای  قیمت نفت است و در غیر اینصورت صدور نفت خویش را کاهش خواهد داد، افزودند: جمهوری اسلامی توانست برای مدتی، قیمت هر بشکه ی نفت را به 36 دلار برساند، بنابراین دریافتند که ایران مانع سودجوئی آنان به شمار می رود و با تبلیغات گسترده، ایران را عامل تشنج در اوپک و مانع پیشرفت کار آن قلمداد کرده اند، در این سازمان کشورهائی وجود دارند که نه تنها بر افزایش قیمت نفت اصرار ندارند،بلکه به خاطر وابستگی هایشان تنزل بهای آن هیچ گونه نگرانی برای آنان پدید نخواهد آورد، بنابراین جمهوری اسلامی به عنوان یک عضو، موظف است پیشنهادهایی به آن سازمان ارائه دهد که هم برای آنان مفید و معقول بوده و هم اصل 42 قانون اساسی خویش را که در آن جلوگیری از سلطه ی اقتصادی بیگانه بر اقتصاد کشور مورد تأکید قرار گرفته است به عمل درآید. اینک جای این سخن است که آیا اوپک با ایران همکاری خواهد کرد یا نه؟ احتمال می رود برخی از کشورهای ترقی خواه از پیشنهادهای آینده ایران استقبال نمایند. البته مواضع سیاسی و وابستگی همه جانبه ی این گونه کشورها، جای تردید و شکی را برای عدم پذیرش پیشنهادهای ایران در اوپک باقی نگذارده است. اظهارات پی در پی آنان نشان دهنده ی این واقعیت است که آنان از غرب و کشورهای امپریالیستی الهام می گیرند و گفتارهای آنان دیکته شده از سوی سران این کشورها است. وقتی که کنفرانسهای اوپک طبق معمول نزدیک می شود، مسافرت های سیاستمداران غربی به منطقه ی خاورمیانه افزایش می یابد. به همین دلیل، این بار نیز قابل پیش بینی است که این سفرها بذر توطئه را در منطقه کاشته است. برای مثال می توان به سفرهای پی در پی ریچارد مورفی فرستاده ی ویژه ریگان به منطقه و سفر وزیر امور خارجه ی انگایسی به عربستان سعودی اشاره کرد. در همین حال رادیو دولتی انگلیس به گونه ای دیگر از طرح چنین توطئه ای از سوی دولت آن کشور پرده برداشت و طی تفسیری گفت: اوپک همواره خواهان ثبات قیمت ها در بازارها بوده و با کاهش تولید، تعادل میان عرضه و تقاضا را حفظ می کند و اما تلاش های اوپک کرارا به علت تقلب برخی از کشورهای عضو بی نتیجه مانده است». این رادیو سپس افزود: بریتانیا براین امر مصر است که در مقابل فشارهای اوپک تسلیم نشود و اما فشارهای موجود بر لیره هم چنان ادامه یافته و نرخ بهره های بانکی لاجرم بالا رفته دولت ناگزیر خواهد بود اوضاع را مجددا مورد بررسی قرار دهد. (3) این عبارت نشان می دهد که آنان برای منافع خویش و چپاول دولتهای اسلامی، تلاش می نمایند. این نکته را باید به اعضای اوپک گوشزد نماییم که در تصمیماتشان استوار و ثابت قدم باشند و به حال منافع و آسایش مردم خویش بیاندیشند و گفتارهای دشمنانشان را به دقت مطالعه نمایند. اگر این رادیو برخی از اعضای اوپک را متقلب و مخالف رویه ی اوپک معرفی می کند. تقلب این اعضاء نیز به نفع آنان بوده و در نتیجه، تمرد و سست عنصری آنان را در قبال اوپک و خط مشی آن اثبات خواهد کرد. به هر حال در هر دو صورت، برای مردم و استقلال این کشورها زیانبار و خسارت آمیز خواهد بود. چگونه می توان باور نکرد که اظهارات رادیو دولتی انگلیس پیرو اظهارات برخی از اعضای اوپک نبوده، تمرد و سرپیچی و اظهار نگرانی مقامات نفتی عربستان سعودی نسبت به تصمیمات اتخاذ شده ی اوپک، زمینه ی تبلیغاتی را برای این رادیو که مدت ها در انتظار آن بوده فراهم ساخته اند، اینک برای روشن شدن مطالب فوق، بخشی از گفتارهای مهم آنان را نقل کرده تا خوانندگان، خود به قضاوت بنشینند و سپس در پایان، ما نیز اظهارنظر خواهیم کرد. در اوایل سال 1983 که کاهش قیمت نفت توسط بعضی از اعضای اوپک به رهبری عربستان مطرح شد، جمهوری اسلامی ایران مخالفت علنی و صریح خود را در این مورد ابراز داشت (4) همین پیشنهاد یعنی کاهش بهای نفت در سوم مرداد ماه توسط وزیر نفت عربستان سعودی تکرار شد که وزیر نفت ایران، جلسه را به عنوان اعتراض ترک گفت. نکته ی جالب توجه ، این است که یمانی با اظهارات خویش، به بلندگوهای استعماری کمک کرده و سازمان قدرتمند اوپک را در حال حاضر روزانه 60 درصد نفت جهان را تأمین می کند، بی اراده و تابع سیاست های غرب و کشورهای غیرعضو اوپک معرفی کرده است و حیثیت و استقلال این سازمان را برباد داده است. یمانی در آن جلسه اعلام کرد: «اوضاع در کوتاه مدت، هم چنان مبهم است.» در صورتی که کشورهای صادرکننده ی نفت غیرعضو اوپک به سیاست هایشان در مورد افزایش تولید و عدم همکاری با کشورهای عضو اوپک ادامه دهند، ممکن است یک کاهش در قیمت جهانی نفت رخ دهد. آیا پیشنهاد مداوم مبنی بر کاهش بهای نفت و تقاضای افزایش تولید و سرپیچی با روند اوپک مخالفت علنی با اوپک نیست؟ چگونه می توان با اظهارات اینها، آنان را از حامیان اوپک و مردم قلمداد نمود؟ به نظر می رسد دولت عربستان سعودی به خاطر مصرف گرایی زیاد و وابستگی شدید به غرب و پرداخت یک ششم هزینه ی جنگ عراق و نیز پرداخت پول های اسلحه ی خریداری شده از کلیه ی کارخانه های سلاح سازی جهان نمی تواند به تصمیمات اوپک گردن نهد. در همین حال یمانی نارضایتی خویش را از اوپک خاطر نشان ساخت. وی ضمن ابراز عدم رضایت کشورش نسبت به ادامه ی نقشش به عنوان یک تولیدکننده ی در حال نوسان گفت که نمی توان بطور محدود بار حفظ قیمتها را بدوش بکشد(5)  در تأئید گفتارمان مبنی براین که ایران خواهان ادامه ی حیات شرافتمندانه ی اوپک و پای بندی به اساسنامه ی آن است و هرگز موضع تمرد جویانه علیه مصوبات آن نگرفته است. برخی از کشورها ( غیر از عربستان سعودی که از عمل کرد آن سخن رفت) موضع تمردجویانه و سرپیچی در سراسر قوانین و مصوبات سازمان نامبرده اتخاذ نموده اند. مع الوصف، اوپک هیچ گونه اقدامات تلافی جویانه را علیه آنان صورت نداده است. برای مثال کشور عراق که حاکمان آن نیز از اعضای اوپک محسوب می شوند، مضافا براین که کشور یاد شده از اعضای کمیته ی ویژه این سازمان است، رسما مخالفت خویش را  علیه مصوبات و خط مشی اوپک اعلام داشته و تصمیمات اتخاذ شده از جانب اوپک را بیهوده و خلاف  موقعیت کنونی کشور خویش یاد کرده اند. وزیر نفت رژیم صهیونیستی عراق در کنفرانس های پیشین اعلام کرد که کشورش بدون توجه به نتایج و گفتگوهای مقامات اوپک به تولید دو میلیون بشکه نفت در روز خواهد پرداخت. (6) گفتار حاکمان عراق ، هنگامی آغاز شد که آنان، پایبند بودن به قوانین و یا یک سری مصوبات و اصول را فراموش کرده و یا در مراکز آموزش، آن را نیاموخته اند و تنها چیزی را که بعد از به حکومت رسیدن صدام تاکنون فرا گرفته اند، قتل، جنایت، آدم کشی و شکنجه و ده ها حرکت از این مقوله بوده است. مضافا بر این که موضع گیری کذایی رژیم عراق در حالی صورت گرفته که گزارش های منابع خبری حاکی از آن بود که این کشور ، توانایی صدور نفت خویش را بر اثر تحمیل جنگ به ایران از دست داده است و در همان تاریخی که رژیم عراق، صدور نفت دو میلیون بشکه را در روز خاطرنشان ساخت، منابع غربی که در تمام مواقع حامی وی بودند، یادآور شدند که عراق آخرین توانایی خویش را به کار گرفته و همیاری دیگران می تواند یک میلیون بشکه نفت صادر کند. این در حالی است که مخارج جنگ و عیاشی حاکمان بعثی عراق ماهانه بیش از 5 میلیارد دلار است. البته این مطلب را نباید از نظر دور داشت که از روزهای نخست جنگ، کشورهای حاشیه ی خلیج فارس و قدرت های بزرگ، کمک های سخاوتمندانه ی خویش را برای شکست جمهوری اسلامی به آن کشور گسیل داشته و اکنون که عراق در آستانه ی سقوط است نیز به آن ادامه می دهند. آن چه را که تمام محافل سیاسی به ویژه غرب به آن اذعان دارند، این است که عراق بر اثر حملات ایران، توان صدور نفت را از جوانب گوناگون از دست داده است و به هر تقدیر کشوری که پای بند به هیچ سازمان بین المللی نیست نباید امید داشت که قوانین اوپک و مقررات آن را محترم بشمارد. گفتار ما، مواضع جمهوری اسلامی را در مورد اوپک روشن ساخته که این کشور خواهان حیات شرافتمندانه ی اوپک بوده و تلاش می کند مقامات سازمان کشورهای صادرکننده ی نفت دست بیگانه و سودجو را از اوپک قطع کرده و متخلفین به مقررات آن را مجازات نماید و اظهارنظرها هماهنگ صورت گرفته و همیشه اعضای اوپک را مدنظر داشته و هم صدا در جهت خنثی سازی توطئه ی استکبار جهانی برآمده و کشورشان را با صدور نفت کم و افزایش بهای آن از بحران اقتصادی و گرایش به نفت تنها نجات بخشند.

                                                       «والسلام»

پاورقی ها

(1)             – منظور در حدود 10 تا 15 سال گذشته است.

(2)             – به نقل از فرهنگ سیاسی نمونه صفحه ی 51

(3)             – رادیو بی.بی.سی – ساعت45/7 مورخه4/11/64

(4)             – روزنامه ی اطلاعات – شماره ی17349

(5)             – روزنامه ی اطلاعات – شماره ی 17802

(6)             – روزنامه ی اطلاعات – شماره ی – 17705                                              

سید محمد حسین دریا باری

روزنامه اطلاعات مورخ 10 اسفند 1364 شماره 17827