سفارش تبلیغ
صبا ویژن

روند روبه رشد تحزب گرایی ونمود آن در مجلس ششم وانتظارات مردم



 

         پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، مردم با شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی ،خبرگان رهبری ،ریاست جمهوری وشورای اسلامی شهر وروستا ، نقش مردمی بودن نظام را به نمایش گذاردند . انتخاباتی که قبل از دوم خرداد به وقوع پیوست، همواره مردم از سوی مقامات کشور دعوت به حضور وشرکت در آن می شدند . شور وهیجان تبلیغاتی که نمایانگر سلیقه ها باشد در مطبوعات چندان به چشم نمی خورد . از سال 1368 که جنگ خاتمه یافته وزمینه برای سازندگی کشور آغاز گردید . برنامه ی توسعه ی اقتصادی ،فرهنگی واجتماعی در مجلس شورای اسلامی تدوین گردید این برنامه بیشترین توجه خود را به مسائل اقتصادی معطوف ساخت ؛اما اکنون بسیاری از کارشناسان بر این باورندکه نقد ناپذیری مقامات دولتی وتحت فشار قرار دادن منتقدان سبب شد تا کسی لب به سخن نگشاید وامروز بهره ی کافی از سرمایه ی ملی به دست نیاید .در دهه ی دوم انقلاب ،لازم بود تدابیری اندیشیده شود ،که نخبگان سیاسی ومتفکران جامعه بتوانند در قالب احزاب ،گروه ها وتشکل های سیاسی دیدگاه ها واندیشه های خود را بیان کنند ،اما نه تنها چنین اتفاقی نیافتاد ،بلکه سخت گیری وفشار افزون تر شد . منتقدان سیاست دولت خواستار اجرای اصول قانون اساسی بودند که در دهه ی نخست انقلاب که کشورمان با بحران جنگ روبرو بود امکان پذیر نبود . اما در دهه ی دوم موانع برداشته شده زمینه برای اجرای تدریجی اصول قانون اساسی فراهم گردید . سؤالی که برای بسیاری از ناظران مطرح است این است که چرا قانون شوراهای شهر وروستا در دهه ی دوم انقلاب به اجرا در نیامد ؟این اصل مگر با امنیت ملی منافات داشته است ؟نکته ای که حائز اهمیت است ؛این که رسانه های گروهی وارتباط جمعی که در اختیار دولت بودند همواره کوشیدند تا گرایش به احزاب وگروه های سیاسی را مذموم وناپسند جلوه دهند وبه مردم بقبولانند که بهترین راه اداره ی کشور همین راهی است که اکنون اجرا می گردد،این در حالی بود که هم قانون اساسی بر ضرورت وجود احزاب تاکید کرده ،هم مجلس قانون احزاب را از تصویب گذرانده بود .اما وزارت کشور به عنوان بازوی اجرایی دولت به در خواست کنندگان –به دلایل گوناگون – پاسخ منفی می داد اما به تدریج نشریات تحلیلی که بینش واقع بینانه تری نسبت به جامعه ومردم داشتند وارد جامعه شده ،مسائل فرهنگی واجتماعی را با توجه به نیازها وضرورت ها موشکافانه وبا دقت مورد مطالعه قرار دادند ،این بررسی ها نشان داد که سیاستمداران ایران هر کدام به نوعی به تفکر واندیشه ای گرایش دارند ومردم نیز هوادار همین دسته می باشند . مطالعات نشان داد که در ایران طیف راست سنتی وراست مدرن ،طیف چپ سنتی وچپ مترقی وبالاخره لیبرال وملی گرا وجود دارد اما مطبوعات دولتی ومقامات کشورمان نه تنها این تئوری را نپذیرفتند ،بلکه چنین تقسیم بندی وبرداشت جامعه شناسانه را سوغات غربی تلقی می کردند اما انتخابات دوم خرداد 1376 وبیست ونه بهمن 1378 نشان داد که مردم به نیروهایی گرایش دارند که در تبلیغات انتخاباتی به جای شعارهای حماسی واحساس برانگیز برنامه ارائه می نمایند . ارائه وتدوین برنامه تا حدودی اندیشه های صاحبان آن را نشان می دهد .احتمالا مردم به این نتیجه دست یافتند که صاحبان برنامه می توانند با به کار گیری نیروهای توانمند بخشی از اندیشه هایی را که روی کاغذ نقش بسته است ،عملی ساخته وبه اجرا در آورند ،پس از انتخابات دوم خرداد که توسعه ی سیاسی همانند سایر امور در دستور کار دولت قرار گرفت ودولت فعالیت سیاسی احزاب وتشکل های سیاسی رادر چار چوب قانون مجاز اعلام کرد ،رقابت برای تاسیس احزاب وگروه های سیاسی آغاز شد .تقریبا همه ی طیف هایی که به آن اشاره شدبا مرامنامه ای که خط مشی آنان را بیان می کند به حزبی مشخص وقانونی تبدیل شدند . هنوز احزاب قوت وقدرت برنامه ریزی دقیق وکلان را ندارد بیشتر این احزاب که اعلام موجودیت کردند مرکز ثقل فعالیت آنان در تهران متمرکز است وغالب این احزاب برای شهرستان ها دفتر یا برنامه ی مشخصی ندارند ،اگرروند کنونی شتاب بیشتری پیداکند وهمه احزاب با هر سلیقه ای که دارند به پرورش وجذب نیروهای کار آمد بپردازند وگزینش وانتخاب اعضا براساس ضوابط وشایسته سالاری صورت پذیرد ایران در آینده ای نه چندان دور صاحب ،نخبگان ،متفکران ،فرهیختگان ،کارشناسان وتکنوکرات های شناخته شده در عرصه های مختلف خواهد بود .اگر فعالیت احزاب در سطح کلان توسعه یابد وقلمرو آن در سراسر کشور گسترش پیداکند ،نقش امروز مطبوعات تغییر می یابد وبه اطلاع رسانی منطقی مبدل می شود زیرا بسیاری از ناظران سیاسی براین عقیده اند که مطبوعات امروز به دلیل فقدان احزاب قدرتمند ،نقش آنها رادر جامعه ایفا می نمایند .به عبارت روشن تر این مطبوعات وروزنامه نگاران هستند که به احزاب خط مشی وغذای فکری تزریق می کنند ،نه احزاب وتشکل های سیاسی در میان شخصیت های سیاسی مذهبی کشورمان بسیارند که با پدیده احزاب مخالف اند وآن را زائیده غرب می پندارند وبراین باورند که فرهنگ ملی ودینی مردم ایران با احزاب همخوانی وسازگاری ندارد . شاید مهمترین عاملی که این دیدگاه را بوجود آورد فقدان احزاب متنوع در نظام حکومتی ایران باشد هنگامی که مردم ایران عادت کردند تا با رای خود دولت را که مظهر قدرت به شمار می رود از گروه یا حزبی بگیرند وبه  حزب  یا گروهی دیگرتحویل دهند

وبه عبارت صریحتر قدرت دست به دست شود .سود احزاب برای این عده هویدا می گردد مضافا اینکه مخالفان احزاب بر این باورند که شکل گیری احزاب وتکثر آنها ممکن است پایگاه وقدرت سنتی عده ای را تضعیف کند ،به نظر می رسد ترقی وپیشرفت همه جانبه در چند صدایی وتکثر حزبی باشد .واین موضوع برای کشور ما اجتناب ناپذیر است ،ملت حماسه آفرین ایران در بیست ونه بهمن به دعوت رهبر معظم انقلاب اسلامی وریاست جمهوری به خاطر شور وهیجانی که احزاب وگروههای مختلف با اعلام برنامه وموضوع گیری آفریدند در پای صندوق های رای حضور یافتند ویک بار دیگر برگ زرینی برتاریخ پر افتخار ایران اسلامی افزودند . شور ،نشاط واشتیاق مردم در انتخابات اخیر حتی غریبان را وادار به تعریف وتمجید از ملت ایران نمود .انتخابات اخیر نشان داده که مردم به بر نامه های اعلام شده رای داده اعتقاد راسخ به قانونمند شدن دارند .مردم نمایندگانی رابرگزیدندکه از قانون اساسی که میثاق ملی وعصاره ی فضایل ملت است الهام گرفته ودر چار چوب اختیارات ووظایفی که برای آنها معین است عمل کنند . بدون شک مردم عملکرد نمایندگان دوره پنجم را به دقت مورد ارزیابی قرار دادند وهمین امر موجب گردید تا به نیرو های جدید که با برنامه های نو در صحنه ظاهر شدند رای بدهند ،تردیدی وجود ندارد که اعمال شتابزده ونسنجیده ی برخی از نمایندگان دوره ی پنجم از محبوبیت آنها کاسته است .حذف تعطیلی بیست ونه اسفند از تقویم که روز ملی شدن صنعت نفت است (آن هم به بهانه های واهی )آیا زیر سؤال بردن مبارزات ملی مردم وافتخارات تاریخی آنان محسوب نمی شود ؟آیا در این روز خود نمایندگان زودتر از هر ایرانی به تفریح وسفر به نقاط دور دست نمی روند ؟وضع قوانین شتابزده وکارشناسی نشده که منافع گروهی وجناحی یا فردی رابه دنبال داشته باشد مغایربا منافع ملی نیست ؟ آیا این عملکرد با سوگندی که یاد شد در برابر خدا ومردم مسؤولیت نمی آفریند ،بنابراین امور مذکور وا مثال آن عامل شکست برخی از جناح های قدرتمند تلقی می شود . حال که نیروهای دوم خرداد اکثریت پیدا کرده اند لازم است نکاتی را مورد توجه قرار دهند :اول اینکه روح کلان نگری رادر خود احیا کنند ودر مسائل کلان کشور برنامه ریزی کرده وقانون وضع کنند آنچه که نمایندگان دوره ششم با آن مواجه اند سامان دهی اقتصادی، توزیع عادلانه ثروت ،فقر زدایی ،توزیع عادلانه اشتغال ،حل بحران بیکاری ،سامان دهی نظام آموزشی کشور است مسائل مهم دیگری که مردم می خواهند با صراحت وبدون توجیه از نمایندگان مجلس دوره ششم بخوانند وبشنوند وببینند این است کا آیا نمایندگان خود را وقف منافع ملی می نمایند ویا منافع ملی را وقف خود خواهند کرد . بدین معنی که آیا نمایندگان فعلی هم مانند سلف خود دنبال مشاغل متعدد غیر از نمایندگی خواهند رفت ؟ آیا نمایندگان جدید هم در طول هفته ،سه روز در مجلس کار خواهند کرد ؟وخلاصه اینکه نمایندگان دوره ششم درباره ی میزان حقوق ومزایای نمایندگان ،مدیران وزیران ومعاونان آنان سقفی متناسب مشخص خواهند کرد تا از این رهگذر شکاف وفاصله ی طبقاتی حاکمان ومردم اندکی کاهش یابد نمایندگانی که وارد مجلس شدند بدانند توزیع ناعادلانه ی ثروت وتعدد مشاغل مدیران بحران بیکاری ،فاصله ی طبقاتی رااز فرش به عرش رسانده . نمایندگان دوره ششم آگاه باشند سرنوشتی که برای نمایندگان دوره یپنجم رقم خورد در صورت موفق نبودن در انتظار شمااست .بدون تردید مردم نیروهای انقلاب رااز هر جناح وحزب آزمودند ودر صورت ناکامی وعدم تحقق شعارهای زیبای ارائه شده یا بی تفاوت خواهند شد یا به نیروهای ملی ومذهبی جهت تحقق خواسته های خود روی خواهندآورد.

 

سید محمد حسین دریاباری

چاپ شده در نشریه گویه